تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
نگهداشت او را و نگه ميدارد او را نگهداشتنى . رؤبه گويد : ( انّ الموقى مثل ما وقيت ) و از اوست اتقاه و توقاه و اصل شر ظهور پس آن ظهور ضرر و زيانست و از اين بابست ( شررت الثّوب ) وقتى كه خورشيد يا باد آن را ظاهر سازد گفت ( و حتّى اشرت بالا كف المصاحف ) و ظاهر نمودم و از آنست شرر الفار به جهت ظهور آن به پرانيدن آن . النّضره : رنگهاى زيبا و گياه خوب و نضير و نضر به معناى خوش رنگى و زيبايى است . السّروره : اعتقاد رسيدن بمنافع است در آينده . عدّه‌اى گفته‌اند - سرور لذّتيست در قلب پس حسب متعلّق به چيزى كه در آن منفعت باشد پس ناچار است از داشتن متعلّقى مانند سرور بمال و فرزند و سرور باكرام ، و بزرگداشتى و سرور به سپاس و شكر و سرور به ثواب . الارائك : حجله‌هايى است كه در آن عروس و همسر باشد مفروش : اريكه است . زجاج گويد : اريكه هر چيزيست كه به آن تكيه شود از بالشهاى نرم يا غير آن . الزّمهرير : جائيست كه سردتر از همه سردخانه‌ها باشد . الزّنجبيل : قسمى از ادويه چينى كه خوش طعم زبان را ميسوزاند آن را با عسل مرّبا نموده و دفع مرضهايى را با آن مينمايند وقتى آن را با شراب ممزوج كردند لذّتش بيشتر مىشود و عرب با زنجبيل خود را خوشبو مىكند . شاعر گويد :
كانّ القرنفل و الزّنجبيل * باتا بفيها و أريا مشورا
گويا قرنفل ( ميخك ) و زنجبيل در دهان آن زن ( معشوقه ) با عسل آميخته و آب دهانش شيرين و معطّر است .