روز قيامت را
( وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً )
يعنى از آنها با اين كيفيّت استقبال مىكند
( وَ جَزاهُمْ )
يعنى پاداش ايشان
( بِما صَبَرُوا )
به آنچه صبر كردند بر طاعت خدا و دورى نمودند از معصيت خدا و شكيبايى كردند مصيبتها و سختيهاى دنيا را
( جَنَّةً )
بهشتى كه در آن ساكن ميشوند
( وَ حَرِيراً )
از لباس ابريشم بهشت كه ميپوشند و بر روى آن مىنشينند
( مُتَّكِئِينَ )
يعنى مانند پادشاهان جلوس ، ميكنند
( فِيها )
در آن بهشت
( عَلَى الْأَرائِكِ )
.
ابن عبّاس و مجاهد و قتاده گفتهاند يعنى تكيه ميدهند بر همسران بهشتى خود در حجلههاى بهشت .
زجاج گويد : هر چه بر آن تكيه شود آن اريكه است .
ابى مسلم گويد : ارائك فرشهايى است كه بالاى آن تختهاست .
( لا يَرَوْنَ فِيها )
نمىبينند در آن بهشت
( شَمْساً )
خورشيدى كه از حرارت و سوز آن اذيّت شوند
( وَ لا زَمْهَرِيراً )
و نه سردى كه از سرماى آن ناراحت شوند .
( وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها )
يعنى سايههاى درختان بهشتى نزديك آنها است . و بعضى گفتهاند : كه سايههاى بهشتى را خورشيد از بين نميبرد .
چنانچه در دنيا از بين ميبرد
( وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا )
.
مجاهد گويد : يعنى و تسخير شده و آسان مىشود چيدن و گرفتن ميوهء آن تسخير شدنى . اگر بر خيزد ميوهها بالا رود به اندازه بلندى آن و اگر بنشيند ميوهها پائين آيد تا دست رس شود و اگر بخوابد باز آويخته شود تا دستش ، به آن برسد .
و بعضى گفتهاند : دستشان از آنها براى دورى و پاداشتن خارى خالى بر نميگردد .