شاعر گويد :
ام هل كثير بلى لم يقض عبرته * اثر الاحبّة يوم البين مشكوم ،
يعنى آيا بتحقيق پاداش ميدهد عاشق گريانى را كه بر فراق دوستان خود بسيار گريسته است . شاهد اين بيت كلمه هل است كه به معناى قطعا آمده است .
اعراب :
جمله
( لَمْ يَكُنْ شَيْئاً )
در محلّ رفع است زيرا كه آن صفت حين است تقديرش اينست ( لم يكن شيئا مذكورا ) و امشاج جايز است صفت براى نطفه و جايز است هم بدل و هم وصف باشد مانند قول ايشان كه ميگويند برمه اعشار و ثوب اسمال . و ( نبتليه ) در محلّ نصب است بنا بر حاليت .
إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
. دو حال هستند از ها در ( هديناه ) يعنى راهنمايى كرديم سپاس گذار و ناسپاس را و ( عينا ) در منصوب بودن او چند وجه است .
( 1 ) اينكه بدل از كافورا باشد وقتى كافور را اسم عين قرار دادى پس بدل كلّ از كلّ مىشود ( 2 ) اينكه بدل از قول خدا
( مِنْ كَأْسٍ )
يعنى مينوشند از چشمهاى پس « من » كه حرف جارّ است حذف و وصل بفعل شده پس او را نصب داده .
( 3 ) اينكه منصوب باشد بنا بر مدح و تقديرش اينست يعنى چشمهاى كه - ميآشامند آن را يعنى آب آن را زيرا چشمه نوشيدنى نيست بلكه آب چشمه نوشيدنى است .
شأن نزول :
خاصّه يعنى عموم شيعيان و اماميّه و اهل سنّت روايت كردهاند كه آياتى از اين سوره . آيه
إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ
تا آيه
( وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً )
در