تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بارهء على عليه السّلام و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام و كنيز آنان ( فضّه ) نازل شده . و قصّه طولانى و اجمالش اينست : ابن عبّاس و مجاهد و ابى صالح روايت كرده‌اند كه حسن و حسين عليهما السّلام مريض و بيمار شدند . پس جدّشان پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله با بزرگان عرب از آنها عيادت كرد و گفتند اى ابو الحسن اى على اگر نذرى براى شفاء فرزندانت نمايى خداوند آنها را شفا دهد . پس نذر كردند اگر خداى سبحان آنها را شفا داد سه روز روزه بگيرند و فاطمه سلام اللَّه عليها همين قسم نذر نمود و خادمه آنها فضّه هم همين طور نذر كرد . پس شفا يافتند در حالى كه چيزى موجود نداشتند . پس على عليه السّلام از مردى يهودى سه صاع جو قرض نمود . و بروايتى آن جو را بعنوان دستمزد گرفت كه براى او پشمى بريسد و آن جو را آورد نزد فاطمه عليها سلام . پس يك صاع آن را آرد نمود و نان پخت و على عليه السّلام نماز مغرب را در مسجد گذارد ( با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ) و به خانه آمد . فاطمه آن نان را نزد او گذارد تا افطارى نمايد كه مستمندى آمد و اظهار كرد من فقيرم پس آنچه داشتند از ما حضر به او دادند و جز آب چيزى نچشيدند ، پس چون روز دوّم شد صاع دوّم را فاطمه ( ع ) آرد نمود و نان ساخت و در موقع افطار پيش على عليه السّلام نهاد و تا خواستند افطار كنند كه يتيمى درب خانه آمد و طعام خواست پس همگى سهام خود را به او دادند و جز آب چيزى نچشيدند . و روز سوّم فاطمه سلام اللَّه عليها ما بقى جو را مهيّا نمود براى افطارشان و چون خواستند ميل كنند كه اسيرى درب خانه غذا خواست فورا طعام انحصارى خود را به او دادند و جز آب چيزى نچشيدند
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 143 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى