تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
مهموم و غمگين شدم در خاطر خودم به تمام همها و غصّه‌ها پس شايسته به خودم شايسته آن غم و غصّه‌هاست . شاهد در اين بيت كلمه فاولى و اولى است . العلقه : قطعه‌اى از خون بسته شده است . السّدى : كالمهل و بيهوده گذاردن است .

اعراب :

در اعراب اولى چند وجه است 1 - اينكه مبتداء و خبرش لك باشد . 2 - اينكه خبر براى مبتداء محذوف باشد تقديرش اين باشد ( الشّر اولى لك ) و بنا بر اين لام در لك براى اختصاص است مثل آنكه بگويد : ( الشّر اولى لك من الخير ) شر براى تو از خير بهتر است و جايز است اينكه بمعنى ( من ) باشد . و تقديرش ( الشّر اقرب منك . و سدى منصوب است ، بر حاليت از قول او ( يترك ) .

مقصود و تفسير :

سپس خداى سبحان بيان نمود حال ايشان را در موقع جان كندن پس گفت
( كَلَّا )
كافر ايمان به اين نميآورد . و بعضى گفته‌اند . به معناى حقا است
( إِذا بَلَغَتِ )
نفس و يا جان وقتى رسيد . و آن را ياد نكرد بدلالت كلام بر آن چنانچه فرمود
( ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ )
يعنى بر پشت زمين .
( التَّراقِيَ )
يعنى استخوان متّصل و پيوسته بگلو . و از اين كنايه بر اشراف بر مرگ زده
( وَ قِيلَ مَنْ راقٍ )
يعنى و گفت كسانى كه از فاميلش حاضر بود ( هل من راق ) ابى قلابه و ضحّاك و قتاده و ابن زيد گفتند . يعنى آيا طبيبى كه او را شفا دهد و يا مداوا كند هست . پس آن را نمىيابند قتاده گويد :