تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
ذو الرّمه ميگويد :
و ربّ عظيمة دافعت عنها * و قد بلغت نفوسهم التّراقى
و چه بسا مشكله‌اى كه از آنها دفع نمودم و حال آنكه جانهاى ايشان بگلوشان رسيده بود . شاهد در اين بيت كلمه التّراقى است كه جمع ترقوه يعنى گلوست . و الرّاق : جويا و طالب شفاست رقاه يرقيه رقيه هنگامى كه براى او طلب درمان و شفاء نمايد بنامهاى شريف خدا و آيات عظيمه و امّا العوذه . آن دفع بلاهاست بكلمات اللَّه تعالى . عرب ميگويد : قامت الحرب على ساق . يعنى جنگ با شدّت و سختى بپاشد . ميگويد :
فاذا شمرت لك عن ساقها * فوء بها ربيع و لا تسأم
وقتى دامنش را برايت جمع نمود و بالا زد پس اى ربيع آميزش كن و ملول و كسل هم نشو شاهد در اين بيت كلمه ساقهاست و التّمطى : تمدّد بدنست از كسالت و اصل آن اينست كه باطنش را ظاهر كند . و گفته شده كه اصل آن تمطط است . پس يكى از دو طا را ياء قرار دادند و آن از مط به معناى مد است مانند قول آنان تظنّيت و امليت و مانند آن و نهى كرده‌اند از رفتن مطيطاء يعنى متكبّرانه راه رفتن به اين كيفيّت كه دستهايش را از روى تبختر و خود خواهى حركت دهد . اولى لك : كلمه وعيد و تهديد است . خنساء شاعره گويد :
هممت بنفسى كل الهموم * فاولى بنفسى اولى لها