تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
روايت كرده‌اند و كسى كه اشكال كرده بر اين معنى باينكه گفته نظر به معناى انتظار متعدّى به الى نميشود مثلا نميگويد : انتظرت اليه بلكه ميگويد انتظرته پس جواب آن از چند جهت خواهد بود يكى اينكه در شعر به معناى انتظار و متعدّى به الى آمده چنانچه در بيت گذشته كه گفت ( ناظرت الى الرّحمن ) و مانند گفته جميل بن معر :
و اذا نظرت اليك من ملك * و البحر دونك جدتنى نعما
و وقتى بديده انتظار بسوى تو كه از پادشاهانى نگاه كردم و دريا در مقابل كرم تو چيزى نبود به من نعمتها را بخشيدى و قول ديگر :
انّى اليك لما وعدت لناظر * نظر الفقر الى الغنيّ الموسر
بدرستى كه من بسوى تو به آنچه وعده‌ام دادى هر آينه نظر دارم نظر مستمندى به مردى ثروتمند و توانگرى ، و امثال آن بسيار است ، و دوّم اينكه حمل شود ( الى ) در قول خدا
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
بر اينكه آن اسم باشد و آن واحد و مفرد آلاء كه نعمت است باشد و اينكه در مفرد آن چهار لغت آمده آلى و الى مثل معا وقفا و الى و الى مثل حدى و حسى و تنوين بواسطهء اضافه ساقط شده . اعشى وائل گويد :
ابيض لا يرهب الهزال و لا * يقطع رحما و لا يخون الى
شمشيرى كه نميترساند ناتوانها را و قطع رحمى نميكند و نعمتى را كه به او عنايت شد خيانت نميكند . و براى هيچكس نيست كه بگويد اين از گفته‌هاى متأخّرين است كه بتحقيق اجماع بر آنها سبقت يافته پس بدرستى كه ما اين را قبول نداريم براى آنكه از على عليه السّلام و مجاهد و حسن و غير آنان ياد
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 117 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى