كرديم كه گفتند مقصود به اين انتظار ثواب است .
و سوّم . اينكه نقطه نظر جايز است كه متعدّى بالى شود بنا بر اينكه نظر به معناى انتظار باشد چنانچه رؤيت متعدّى بالى شده در قول خداى تعالى كه ميفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
پس جارى كرده كلام را بر معنى و گفته نشود رأيت الى فلان و كلام را جارى بر معنى كند . مثل قول فرزدق :
و لقد عجبت الى هوازن اصبحت * منّى تلوذ ببظر ام جرير
و من تعجّب كردم از هوازن كه صبح كرد در حالى كه از من پناه ميبرد به اطراف فرج و عورت ام جرير پس عجبت را متعدّى بالى نموده براى اينكه به معناى نظرت مىباشد .
2 - ابى مسلم گويد : اينكه به معناى آرزومندى و اميدوارى بتجديد كرامت باشد چنانچه گفته مىشود عينى ممدودة الى اللَّه تعالى و الى فلان چشم من اميدوار بسوى خداى تعالى و يا فلانى است و اذا شاخص الطّرف الى فلان و چون چشم بعضى از اعضاء صورت و چهره است اضافه كرده نظرى را كه بسبب چشم واقع و حاصل مىشود به چشم .
3 - اينكه به اين معنى باشد كه ايشان آمال و آرزو و طمع خود را از همه جز خداى قطع كردهاند و وجههاى ديگرى گفتهاند . پس خداى سبحان كنايه زده از طمع به نظر آيا نميبينى كه رعيّت انتظار دارد نظر شاه را و طمع مىكند در محبّتها و بخششهاى او و روا ساختن حوائج او .
پس نظر مردم مختلف است . پس عدّهاى نظر اميد بسلطان دارند و عدّهاى بتجارت و كسب و كار ، و عدّهاى بزراعت و كشاورزى و عدّهاى هم