كتاب خود را و شتاب هم نكن . پس مسلّم اينست آن كسى كه او بينا بر نفس خود است وقتى كه گناهان خود را ديد و ناراحت شد و شتاب كرد ( و گفت
ما لِهذَا الْكِتابِ
. . . ) پس به او از باب توبيخ و سرزنش گفته مىشود عجله و شتاب مكن و آرام باش تا بر تو حجّتى معلوم شود پس ما آن را براى تو جمع ميكنيم و چون جمع كرديم پيروى نما آنچه جمع نموديم به پذيرفتن حكمتهاى آن و تسليم بودن آثارى كه در آنست زيرا كه ممكن نيست آن را انكار كنى .
( ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ )
سپس بيان قرآن بعهدهء ماست اگر انكار نمايى .
حسن گفته يعنى بر ماست بيان و تحقيق آنچه كه خبرت داديم كه در آخرت ما آن را مينمائيم قتاده گفته يعنى كه ما وقتى آن را حفظ كردى براى تو بيان ميكنيم و گفته شده : يعنى سپس بعهدهء ماست كه آن را براى تو حفظ نمائيم تا بسبب تلاوت تو بر مردم بيان كنى آن را بر ايشان .
زجاج گويد : يعنى بعهدهء ماست كه قرآن را به زبان عربى نازل كنيم كه در آنست بيانى براى مردم . و در اين دلالت است كه در قرآن معمّا و لغز نيست و دليل بر جواز تأخير بيان از وقت حاجت هم نيست و البتّه دلالت بر جواز تأخير بيان از وقت خطاب مىكند .
( كَلَّا )
يعنى تدبّر و انديشه در بارهء قرآن و آنچه در آنست از بيان نميكنند
( بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ )
يعنى دنيا را بر عقبى و آخرت اختيار كرده براى دنيا كار ميكنند ولى از روى نادانى و بدى اختيارشان قدمى براى آخرت بر نميدارند .
آن گاه خداى سبحان بيان نمود حال مردم را در آخرت پس گفت
( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ )
يعنى در روز قيامت
( ناضِرَةٌ )
ابن عبّاس و حسن گفتهاند : يعنى