او سودى ندارد گفته مىشود معذره و معاذير و آن ياد كردن موانع است كه باز ميدارد از فعل و كارى كه مطلوب و مراد است .
ضحّاك و سدى گفتهاند : يعنى گر چه درهاى منزلش را بسته و پردههاى اطاق خود را بياندازد .
زجاج گفته : يعنى و گرچه هر دليل و بهانهاى كه نزد اوست اقامه كند پذيرفته نميشود .
و در تفسير آمده كه معاذير ستور و مفرد آن معذار است . مبردّ گويد معذره لغت بنى طىّ ( كه قبيلهاى در يمن هستند ) مىباشد . و معنايش اينست گر چه پردهها را بيفكند كه پنهان دارد آنچه مىكند بدرستى كه خودش گواه و شاهد بر اعمالش مىباشد .
هامش
( نيست گر چه در الفاظش اختلاف است و معناى قول آن حضرت اينست او داناتر است به حال خودش و يا او داناتر است به آنچه قدرت آن را دارد يكيست و اطاقه به معناى قدرت و توانايى است گر چه در كارى كه مىكند سختى و مشقّت هم باشد آن را متحمّل مىشود .