ابو على گويد : ياء بنا بر آنچه كه گذشت از ذكر انسان « 1 » پس بدرستى كه مقصود به آن كثرت و عموم است مثل قول او كه ميفرمايد :
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً
ثم قال
إِلَّا الْمُصَلِّينَ
« 2 » .
لغت :
التحريك : گردانيدن چيزيست از مكانى به مكان ديگر يا از جهتى به جهت ديگر بفعل حركت در آن .
و الحركه : چيزى كه بسبب آن حركت دهنده حركت ميدهد .
و المتحرك : منتقل شونده است از طرفى بسوى ديگر .
و اللّسان : آلت و وسيلهء سخن گفتن است .
و العجله : طلبيدن و خواستن چيزيست پيش از وقتى كه سزاوار است در آن وقت شود و نقيض و ضدّ عجله ابطاء و تأخير است .
و السّرعه : كردن كار است در اوّل وقتى كه آن كار بايد در آن انجام شود و ضدّ آن سستى و تأنّى است .
و القرآن : اصلش ضميمه كردن و جمع نمودن و آن مصدر است مثل رجحان و نقصان .
و البيان : اظهار معنائيست براى نفس و شخص به چيزى كه تميز داده شود بسبب آن از غيرش و نقيض بيان اخفاء و اغماض پنهان كردن و چشم پوشيدن
هامش
( 1 ) مترجم گويد : فرمودأَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ( 1 )بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ( 2 )يَقُولُ الْإِنْسانُ( 3 )يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ( 4 )بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ( 5 ) چون در اين پنج آيه قبل ذكر انسان شده لذا يحبّون و يذرون را با ياء خواندهاند كه حكايت از غايب مىكند .
( 2 ) - و مانند آنوَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا. ( مترجم )