شوهر او را طلاق گفت بر اوست كه از منزل شوهرش خارج و بجاى ديگر رود .
ابن عمر گويد : فاحشه بيرون آمدن زن از خانه شوهر است قبل از سپرى شدن عدّه و در روايت ديگرى از ابن عبّاس است كه گويد هر معصيتى كه آشكارا براى خداى تعالى انجام شود آن فاحشه است .
وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ
يعنى آنچه خداوند سبحان از احكام طلاق ، و شروط آن ياد نمود حدود و مرزهاى خدايى است كه نبايد از آن تجاوز نمود .
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ
و كسى كه تجاوز از حدود خدا نموده و به غير آنچه خدا امر و فرمان داده طلاق گويد
فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ
يعنى در ما بين خود و خداى عزّ و جلّ گناه كرده و از اطاعت خدا تجاوز و به معصيت گرويده و كارى كرده كه بسبب آن مستحقّ عقوبت گرديده است .
لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً
نميدانى شايد خداوند بعد از اين كار ديگرى پيش آورد يعنى رأى شوهر در محبّت طلاق عوض شود و در دلش محبّت زناشويى و همزيستى واقع شود براى رجوع او در ما بين طلاق اوّل و طلاق دوّم يا در ما بين طلاق دوّم و سوّم .
ضحّاك و سدى و ابن زيد گفتهاند شايد خداوند رجوع و بازگشتى در عدّه پيش آورد و ايجاد نمايد .
زجاج گويد : وقتى سه طلاق در يك وقت ( يك مجلس ) داد معنايى براى رجوع و بازگشت شوهر بزنش نيست به جهت قول خدا
لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً
.
و در اين آيه دلالت است بر اينكه واجب در طلاق اينست كه سه طلاق متفرّق و جدا جدا باشد و جايز نيست جمع بين سه طلاق بعلّت اينكه خداوند