تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
اينست كه مرد وقتى قصد نمود زنش را طلاق دهد ، منتظر شود تا حيض شده آن گاه پاك شود ، پس وقتى از حيضش پاك شده او را بدون اينكه جماع و آميزش كرده باشد با حضور دو شاهد عادل يك طلاق گويد آن گاه او را رها كند تا سه طهرش بگذرد و از او جدا شود و بعد از سپرى شدن مدّت عدّه يكى از خطبه‌كنندگان و داوطلبان او باشد اگر خواست با او ازدواج كند و اگر نخواست نكند و بر ذمّه اوست مخارج و سكناى آن مادامى كه در عدّه هست و هر دو از يكديگر تا عدّه منقضى نشده ارث مىبرند .

طلاق عدّى

و امّا طلاق عدّه : پس وقتى مرد قصد نمود كه زنش را طلاق بگويد به طلاق عدّه . هر آينه منتظر شود كه او حيض ديده و پاك شود از حيضش آن گاه بدون اينكه آميزش و جماع كرده باشد او را يك طلاق دهد و دو شاهد عادل گواهى بر طلاق دهند و بعد همان روز رجوع كند اگر دوست داشت و يا بعد از چند روز پيش از آنكه حيض شود و شاهد بر رجوع و آميزش خود بگيرد و با او باشد تا حيض شود و بعد پاك شود او را بدون جماع طلاق گويد و نيز دو شاهد عادل براى طلاق دوّم بگيرد وقتى خواست قبل از حيض شدنش ، و بعد رجوع كند و آميزش نمايد و براى رجوع و جماعش شاهد بگيرد و با او باشد ، تا حيض سوّم شود پس وقتى از حيض سوّم پاك شد به غير جماع و آميزش طلاق سوّم داده و شاهد بگيرد . پس وقتى اين كار را نمود زن از او بكلّى جدا شده و بر او حلال نشود مگر زوج ديگرى اختيار كند ( كه محلّل او گردد ) و روايات در
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 96 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى