طلاق عرش خدا را ميلرزاند .
و از ثوبان روايتى به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نسبت داده شده كه فرمودند : هر زنى كه بدون جهت از شوهرش طلاق بخواهد بر او بوى بهشت حرام خواهد بود ( يعنى بهشت نخواهد رفت ) .
ابو موسى اشعرى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمودند كه زنها را طلاق نگوئيد مگر دربارهء آنها مشكوك باشيد پس بدرستى كه خدا دوست ندارد ذواقتين ( مردان طلاق دهنده ) و ذواقات ( زنان طلاق گيرنده ) را .
و انس از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرد كه فرمود : كه قسم بطلاق و عتق ( آزادى بردهگانش ) نميخورد و نميدهد مگر منافق اين چهار حديث از تفسير ثعلبى ( كه از مفسّرين بزرگ اهل سنّت است ) نقل شده است .
سپس خداوند سبحان فرمود
وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ
يعنى بشمريد طهرهايى را ( حيضهايى ) را كه به آن معتاد است .
و بعضى گفتهاند : يعنى بشماريد اوقات طلاق را تا اينكه براى عدّهء طلاق گوئيد . و البتّه خداوند سبحان امر نموده بشمارش عدّه براى اينست كه در آن حق نفقه و سكنى است و براى شوهر در آن حقّ است كه رجوع به به او كند و او را از شوهر رفتن به ديگرى بازدارد براى حقى كه بر آن دارد و ثابت شدن نسب فرزند .
پس خداوند تعالى امر باحصاء و شمردن عدّه نموده تا بداند وقت رجوع و وقت فوت و گذشت رجوع و حرمت آن زن را بر شوهرش و سقوط حق نفقه و حقّ سكنى . تا اينكه عدّه طولانى نشود كه مستحقّ نفقه زيادتى گردد يا عدّه كمتر از حدّ خود شود براى شوهر خواستن .