تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

طلاق شرعى

طلاق شرعى عبارت است از رها ساختن زن بگشودن گرهى از گرههاء نكاح و آن چنين است كه زن را مخاطب ساخته و بگويد انت طالق . تو رها هستى يا بگويد هذه طالق . اين يله و رها است و اشاره بزن كند يا بگويد فاطمه دختر زيد طالق يله و رهاست . و در نزد ما ( اماميّه ) به غير اين لفظ طلاق واقع نميشود . به چيزى از كنايه ما طلاق خواه قصد طلاق بكند يا نكند طلاق واقع نميشود . « 1 » و در شرح و تفصيل طلاق اختلافات بين فقهاء است كه اينجا محلّ آن نيست . و گاهى جدايى به غير طلاق حاصل مىشود مانند ارتداد ( كه شوهر زن از دين اسلام بيرون رود يهودى و يا مسيحى و يا بهايى و . . . گردد ) و لعان ( كه مرد زن خود را با مرد ديگر در حال آميزش و مجامعت ببيند ) و مثل خلع نزد بسيارى از اصحاب ما اگر چه اينها را طلاق نميگويند و نيز جدايى حاصل مىشود بسبب فسخ شدن نكاح بچيزهايى مانند ( رتقاء يا فتقاء بودن
هامش
( 1 ) حديثى در تهذيب روايت كرده كه متضمّن اكتفاء بكنايه هم مثل اعتدى . عدّه نگهدار شده سپس شيخ فرموده . حسن بن سماعه گويد اين غلط است طلاق درست نيست مگر چنان كه بكير بن اعين روايت كرده كه بگويد بزن در حالى كه پاك از غير جماع باشد . انت طالق و دو شاهد عادل ، هم گواهى دهد پس هر طلاقى كه اينطور نباشد ملغى و باطل است و در تهذيب نيز از زراره از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه گفت مردى طلاق زنش يا آزادى غلامش را نوشت آن گاه پشيمان شد و آن را محو كرد حضرت فرمود : اين نه طلاق است و نه عتق تا اينكه به زبان آورده و بگويد .