تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
لِعِدَّتِهِنَّ
پس آنها را براى زمان عدّه ( كه آن مدّت سه طهر است ) ، طلاق بگوئيد . و زمان عدّه آنست كه در طهر و پاكى كه با او آميزش نكرده طلاق گويد . « 1 » از ابن عبّاس و ابن مسعود و حسن و مجاهد و ابن سيرين و قتاده و ضحاك و سدى ) . پس اين طلاق عدّه است زيرا اين پاكى ، از عدّه محسوب مىشود و در عقب عدّه طلاق حاصل ميگردد . پس مقصود اينست آنها را طلاق دهيد براى پاكى كه از عدّه حساب ميكنند و طلاقشان ندهيد براى حيضشان كه از طهرشان و عدّه‌شان حساب نميكنند . پس بنا بر اين بر مبناى اصحاب ما عده طهر است و مذهب شافعى هم همين است .
هامش
( 1 ) علماء اماميّه رضوان اللَّه عليهم اتّفاق كرده‌اند كه طلاق در طهرى كه با زن آميزش شده و دخول به عمل آمده باطل است . و طهر و پاكى وقتى دخول محقّق نشد از عدّه محسوب مىشود . و پوشيده نيست كه حكمت در عدّه استظهار و بررسى تام است براى پاك بودن رحم از نطفه ، و طفل و زنها غالبا در موقع حمل و آبستنى حيض نميشوند . پس ظهور حيض علامت آبستن نبودنست مگر حيض بعد از پاكى از آميزش و مجامعت . پس آن موقع ممكنست سبب حمل و آبستنى باشد زيرا نطفه چند روزى در رحم مانده آن گاه زن حيض شده و در هر حيض از ديوارهاى رحم تخم كوچكى ( كه به آن اسپر ميگويند ) جدا شده اگر به نطفه برخورد كند بچّه مىشود بنا بر آنچه اطبّاء زمان ما معتقدند پس حيضى كه مدخليّت در پاكى و برائت رحم دارد آن حيض است كه قبل از آن دخول نشده باشد .