قول او
وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ
بفتح . خوانده و ما بقى را تماما بكسر خوانده مگر آيهء
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا
. و انّ المساجد را كه نيز اين دو آيه را بفتح و اختلاف در فتح آن نكردند و نافع و عاصم بروايت ابى بكر ، و انّه لما سمعنا را بكسر و ديگران به فتح قرائت كرده . و يعقوب ان لن تقول را به تشديد واو و فتح قاف و واو ( ان لن تقول ) خوانده و از جحدرى و حسن هم همين روايت شد ، و ديگران ان لن تقول به تخفيف قرائت كردهاند . و در قرائت نادر هم جويه بن عامر . قل اوحى بر وزن فعل خوانده است .
دليل :
ابو على گويد : امّا قول خدا .
أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا
. دو وجه در آن جايز است .
1 - اينكه ان مخفّفه از انّ مثقله باشد . پس محمول بر وحى خواهد بود . مثل اينكه فرموده اوحى الى ان لو استقاموا . به من وحى شده كه اگر استقامت ورزيدند . و فاصله . لو . بين آن و بين فعل مانند فصل سين و لا است در آيهء
أَ فَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ
و
عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ
.
2 - اينكه ان قبل از لو بمنزله لام در آيهء
لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ
تا آيهء
لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ
و آيهء
إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
پس يك مرتبه ملحق و مرتبه ديگر ساقط باشد . براى اينكه لو بمنزلهء فعل شرط است پس چنان كه لام زايد ملحق مىشود پيش از اينكه داخل بر شرط مىشود همين طور اين ان پيش از لو ملحق شده است .
و در معناى ان لو استقاموا على الطّريقه دو قول گفته شده است :
1 - اگر مستقيم بودند بر طريق و روش هدايت .