2 - اگر استقامت بر راه كفر داشتند .
و بر قول اوّل استدلال شد بقول خداى تعالى .
وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ
. اگر ايشان اقامه كرده بودند توراة و انجيل و آنچه از پروردگارشان بر آنها نازل شده هر آينه ميخوردند ، از بالاى خودشان . و قول خدا :
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ - بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
. و اگر اهل دهات و شهركها ايمان آورده ، و پرهيزكارى ميكردند هر آينه بركات آسمان و زمين را بر ايشان ميگشوديم ، و بر قول ديگر استدلال شده . بقول خداى تعالى .
وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ
. و اگر مردم همه يك امّت بودند ، ما هر آينه قرار ميداديم براى كسى كه كافر بخداى بخشاينده مىشود براى منازلشان سقفهايى از نقره .
و امّا قول خدا .
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ
. سيبويه پنداشته كه مفسّرين آن را حمل بر اوحى نمودهاند مثل اينكه فرموده ( اوحى الى ان المساجد للَّه ) به من وحى شده كه مسجدها مخصوص خداست و مذهب خليل اينست كه آن محمول بر قول او . و لان المساجد للَّه فلا تدعوا . چنان كه قول خدا .
وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ
حمل شده بر و لان هذه امّتكم امّة واحدة و انا ربّكم فاعبدونى . و هر آينه اين امّت شما يك امّت است و من پروردگار شمايم . پس مرا پرستش و عبادت كنيد يعنى براى اين مرا عبادت كنيد و مانند آن در گفتهء خليل . لايلاف قريش است گويا اينكه گفته براى اين هر آينه عبادت كنيد صاحب اين خانه را .
سيبويه گويد اگر انّ المساجد مكسور خوانده شود كار خوبى است و امّا قول خدا .
وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ
پس آن حمل بر اوحى الىّ شد . و مىشود از قول خدا وحى قطع شود و استيناف به او شود . يعنى واو استينافيه باشد ، چنانچه