قتاده گويد : حضرت نوح عليه السّلام ميدانست كه آنها حريص بر دنيا هستند فرمود : بيائيد بسوى طاعت خدا كه در آنست درك و يافتن ، دنيا و آخرت .
ربيع بن صبيح روايت نموده كه مردى نزد حسن آمد . پس به او شكايت از خشكى سال و قحطى باران نمود . به او گفت استغفار كن به خدا و ديگرى آمد و از فقر به او شكايت كرد . به او هم گفت استغفار كن سوّمى آمد و گفت دعا كن خدا پسرى به من روزى نمايد . پس به او گفت استغفار كن .
پس ما به او گفتيم مردانى نزد تو آمده و شكايتهاى گوناگونى در قحطى و تهيدستى و بى فرزندى نمودند همه آنها را امر كردى كه استغفار كنند گفت من اين مطلب را از خودم نگفتم بلكه از قول خداى تعالى در قصّهء نوح عليه السّلام فرا گرفتم كه بقومش ميگفت .
اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً
تا آخر كلامش .
( مترجم گويد ) خدا رحمت كند ابو على را كه روايت فوق را از ربيع بن صبيح از حسن نقل كرده ولى بيان نكرده كه اين كدام حسن است حضرت حسن مجتبى عليه السّلام و يا حضرت حسن عسكرى عليه السّلام و يا حسن ديگر است ) .
على بن مهزيار « 1 » از حماد بن عيسى از محمّد بن يوسف از پدرش
هامش
( 1 ) على بن مهزيار اهوازى از متشرّفين و افراديست كه بفيض زيارت و لقاء حضرت ولىّ عصر صاحب الزّمان عجّل اللَّه فرجه الشّريف در اوائل غيبت كبرى نائل شده و شرح ملاقات او را شيخ صدوق در اكمال الدّين و شيخ طوسى در كتاب غيبه و علّامهء مجلسى در جلد 13 بحار الانوار ، و حاجى نورى در نجم الثّاقب و حقير در تحفه قدسى در علائم ظهور ياد