سپس حضرت نوح عليه السّلام بر طريق توبيخ فرمود :
ما لَكُمْ
براى چى اى گروه كفّار .
لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً
يعنى نميترسيد عظمت و بزرگى خدا را ، پس وقار عظمت و بزرگيست . و وقار اسمى از توقير است كه آن تعظيم باشد و الرّجاء در اينجا به معناى خوف است .
ابن عبّاس و مجاهد گويند : معنا اينست . تعظيم نميكنند خدا را حقّ عظمت پس او را شناخته و اطاعت نمايند و بگفتهء قتاده معنايش اينست چرا نميترسيد براى خدا عاقبتى را يعنى طمع نداريد در عاقبت ، براى عظمت خداى تعالى .
و در روايت ديگر از ابن عبّاس . يعنى براى چه از عذاب خدا نميترسيد و اميد ثواب او را نداريد .
زجاج گويد : چرا اميد نداريد براى خدا عاقبت ايمان را تا او را به يكتايى به پرستيد . و بگفتهء ابى مسلم چرا اعتقاد نداريد اثباتى براى خدا .
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
ابن عبّاس و مجاهد و قتاده گويند : يعنى ايجاد كرد شما را اوّل نطفه و بعد طور ديگرى علقه آن گاه مضغه سپس عظام يعنى
هامش
( در آن سفر براهنمايى يكى از خواص حواريين و ملازمين حضرت بقيّة اللَّه الاعظم روحى له الفداء در كوههاى نزديك طائف بفيض ديدار و و زيارت آن حضرت رسيد و سه شبانه روز ميهمان آن حضرت بوده و بعد به امر حضرتش مراجعت به وطن و پيامى از آن حضرت بدوستانش آورده كه فرموده بودند بشيعيان و دوستانم سلام مرا رسانيده و بگو براى فرجم دعا كنند و جدّا از خدا ظهورم را بخواهند . اللّهمّ عجّل فرجه و سهّل مخرجه .
( مترجم )