حسن گويد : يعنى باجل خدا كه روز قيامت است روز قيامت را اجل قرار داد براى بعث و انگيزش . و ممكن است اين حكايت از قول نوح عليه - السّلام بقومش باشد . و ممكن است كه اخبار خداوند سبحان از خود باشد .
( قالَ )
نوح گفت
رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً
پروردگارا البتّه من شب و روز قوم خود را بسوى عبادت تو و ترك شريكانى غير از تو و اقرار بپيامبرى خود خواندم .
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً
يعنى نيفزودند بدعوت من مگر فرار از پذيرفتن و دورى كردن و پشت نمودن .
و كفر ايشان را در موقع دعوت نوح عليه السّلام زيادى در كفر ناميد براى اينكه ايشان بر كفر و گمراهى بودند و چون نوح عليه السّلام آنها را دعوت كرد كه كفر را ترك نموده و اقرار به او نمايند و قبول نكردند . پس به اين دعوت كافر شدند و اين زيادى در كفر آنها بود براى اينكه زيادى اضافه چيز است به مقدارى كه حاصل بوده است . و اگر همه در وقت حاصل باشد براى يكى بر ديگرى زيادتى نيست .
وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ
و من هر گاه ايشان را باخلاص عبادت خواندم كه گناهانشان را ببخشى .
جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
انگشتانشان را در گوشهايشان قرار ميدادند تا سخن و دعوت مرا نشنوند .
وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ
يعنى صورتشان را پوشيده كه مرا نبينند
وَ أَصَرُّوا
يعنى بر كفرشان ادامه ميدادند .
وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً
يعنى تكبّر ورزيده و از قبولى حقّ سرپيچى ميكردند