تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
براى همين آنها را ترغيب فرمود كه اگر استغفار كنيد با ايمان و رجوع به خدا بمال و اولاد شما را مدد خواهم نمود . شعبى گويد : در زمان عمر بن خطّاب باران قحط شد . پس عمر بر منبر رفت تا استسقاء كند و طلب باران نمايد پس عمر جز استغفار ذكرى نگفت تا از منبر به زير آمد و چون پائين آمد به او گفته شد ما از تو نشنيديم كه طلب باران كنى گفت من باران خواستم . به چيزى كه تحريك كند آسمان را كه بسبب آن باران مىبارد « 1 » آن گاه اين آيه را قرائت كرد .
وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ
عطاء گويد : يعنى مال و پسرانتان زياد شود .
وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ
براى شما در دنيا بوستانها و باغها قرار ميدهد .
وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً
و براى شما نهرهاى روان قرار ميدهد ، كه باغهاى خود را بوسيله آن آبيارى كنيد .
هامش
( 1 ) در حكايت شعبى اشكال و تأمّل است . زيرا بنا بر نقل خود اهل سنّت كه مرحوم علّامه مجاهد امينى در جلد ششم الغدير نقل كرده عمر ابدا علم و شعورى بمطالب ساده و عادى نداشت و خودش اقرار ميكرد و فرياد ميزد كلّ النّاس افقه من عمر . همه مردم از عمر داناترند و معناى و فاكهة و ابّا را وقتى از او پرسيدند ندانست تا چه رسد به اينكه وارد معقولات و يا معارف شود . شعبى سنّى خواسته است با جعل اين خبر فضيلتى براى عمر ذكر كند . و در اين حكايت تحريف كرده و تمام را ياد نكرده كه وقتى در مدينه باران نباريد مردم نزد عمر آمده و از او خواستند بر ايشان استسقاء كند وى بر منبر رفت و چون چيزى بلد نبود استغفار كرده و پائين آمد و بمردم گفت بايد متوسّل بخاندان رسالت شويم پس باتّفاق عبّاس عموى پيغمبر ( ص ) در خانه حضرت على بن ابى طالب امير المؤمنين عليه السّلام - آمده و طلب باران كرد . آن حضرت دعا نمود و خداى عزّ و جلّ بدعاء آن حضرت باران باريد و مردم را از قحطى باران نجات داد . ( مترجم )