( ابو على ) گويد : مرا خبر داد بخطى كه مفيد ابو الوفاء عبد الجبارين عبد اللَّه بن على رازى به من نوشته بود . گفت : حديث كرد مرا شيخ سعيد ابو جعفر محمّد بن الحسن بن على طوسى و رئيس ابو الجوائز حسن بن على بن محمّد كاتب و شيخ ابو عبد اللَّه حسن بن احمد بن حبيب فارسى همگى گفتند : ما را حديث كرد ابو بكر محمّد بن احمد بن محمّد مفيد جرجانى گفت شنيدم ابو عمرو عثمان بن خطّاب معمّر معروف بابى الدّنيا اصبح ( سر شكسته ) گفت شنيدم علىّ بن ابى طالب عليه السّلام ميفرمود : وقتى نازل شد
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : از خداى عزّ و جل خواستم كه آن را گوش تو قرار دهد اى على .
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ
پس هر گاه در صور دميده شد يك دميدن عطاء گويد : و آن نفخه و دميدن اوّل است . مقاتل - و كلبى گويند : آن دميدن و نفخهء آخر است .
وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ
يعنى زمين و كوهها از جاههاى خودشان برداشته شدند .
فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً
يعنى شكسته شدن يك شكستنى كه دوّمى ندارد تا اينكه آنچه بر زمين است مساوى شود مانند جلد كشيده شده صاف .
و بعضى گفتهاند : بعضى از كوهها به بعضى ديگر زده مىشود ، تا اينكه كوهها قطعه قطعه شده و بادها آن را پراكنده نموده و زمين تنها ميماند كه در آن نه كوهى و نه تلّى است بلكه يك قطعه مسطّح و مساوى صاف خواهد بود . و البتّه گفت ( دكتا ) براى اينكه زمين را يك جمله را قرار داده و كوهها را يك جمله قرار داده است .