هر گاه تو حافظه و ضابطه نداشته باشى كه مطالب علمى در آن ظرف را حفظ و ضبط كنى . پس جمع كردن تو كتابها را سودى نميبخشد .
شاهد اين بيت در كلمه ( واعيا ) هست كه بمعنى ظرف حفظ آمده است .
الدّك : بمعنى بسط و وسعت است و از آنست دكّان . و اندك سنام البعير هر گاه كوهان شتر بر پشت آن گسترش يابد .
الارجاء : به معناى نواحى و اطراف است مفرد آن رجا بدون مد و تثنيه آن رجوان .
هاؤم : امر به جماعت و بمنزله هاكم بمفرد مىگويى هاء يا رجل و به دو تا هاؤما يا رجلان و به جماعت مىگويى هاؤم يا رجال و بزن مىگويى هاء يا امرأة به كسر همزه ( كه بعد از آن يائى نيست ) و به دو زن مىگويى هاؤما و بزنها مىگويى هاؤّن و اين لغت اهل حجاز است .
و تميم و قيس ميگويند : هاء يا رجل مانند قول اهل حجاز و براى دو تا هاءا و براى جماعت هاؤا و بزن هائى و جماعت زنان هاؤنّ و بعضى از عربها جاى همزه كاف قرار داده پس ميگويد : هاك ، هاكما ، هاكم ، هاك هاكما هاكنّ . و معنايش بگير و بخور است . امر مىشود ولى نهى نميشود .
و كسايى بر هاؤم وقف كرده ابتداء كرده به ( اقروا كتابيه ) بخوان كتاب خود را و او گويد كه فعل اوّل هاؤم عمل نميكند بلكه عمل براى فعل اقروا دوّم است .
و الراضيه المرضيه : خشنود و پسنديده بر وزن فاعله به معناى مفعول است براى اينكه آن در معنى صاحب رضايت و خشنودى است مثل اينكه گفته مىشود لابن به صاحب لبن و تامر به صاحب تمر .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢٦٧