نابغهء شاعر گويد :
كلينى لهم يا أميمة ناصب * و ليل اقاسيه بطيّ الكواكب
اى اميمه مرا واگذار بابتلاء و غصّه صاحب دشمنى و عداوت و شبى كه به سير كردن ستارگان سخت ميگذرانم . شاهد اين بيت كلمهء ناصب است كه بمعنى ذو نصب آمده .
يعنى صاحب نصب پس مثل اينكه باميمه عيش و خوشى داده شد تا خشنود شود براى او بمنزلهء طالبه و خواهان عيش و خوشى بود چنانچه شهوت بمنزلهء طالبه است براى مشتهى و صاحب اشتها .
و بعضى گفتهاند : آن مانند ليل نائم شب خوابيده .
و سرّ كاتم : راز مكتوم و حفظ شده و ماء دافق : آب جهنده بر صورت مبالغه در صفت كه اشتباه در معنى نباشد است .
القطوف : جمع قطف و آن چيزيست كه ميوهجات را جمع مىكند . و قطف بفتح مصدر است .
اعراب :
كتابيه مفعول اقرأوا . است براى اينكه در كنار او
قُطُوفُها دانِيَةٌ
در محلّ جرّ است به جهت اينكه صفت جنّت مىباشد .
مقصود و تفسير :
سپس خداوند سبحان قصّهء نوح عليه السّلام را بيان كرد و فرمود :
إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ
ما هنگامى كه آب طغيان كرد يعنى تجاوز از حدّ معروف نمود تا زمين آنكه و آنچه بر آن بود غرق و هلاك نمود مگر آنكه را خدا نجات آنها