تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
ايشان بفعل زشت ، و بعضى گفته‌اند : لام لحكم جارى مجراى الى و معنى اينست صبر كن تا اينكه خدا حكم كند بنصرت اولياء تو و مغلوب شدن دشمنانت و بعضى گفته‌اند : يعنى پس صبر كن براى حكم خدا در خلوت كردن ميان ظالم و مظلوم تا وقت كتاب برسد .
وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ
يعنى : مانند يونس صاحب ماهى نباش در شتاب كردن عقاب قومش و هلاك كردن ايشان و از ميان قومت بيرون رو پيش از آنكه خدا اذنت دهد چنانچه يونس خارج شد .
إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ
يعنى : خواند پروردگارش را در شكم ماهى در حالى كه او محبوس از تصرّف در كارها بود و آن چيزى كه به آن خدا را خواند اين بود ،
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
، نيست خدايى جز تو منزّه و پاكى تو البته من از ستمكارانم . و بعضى گفته‌اند : مكظوم : يعنى غم و غصّه گلويش را گرفته و بر غيظش شفائى نمىيابد .
لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ
يعنى اگر رحمتى از پروردگارش سبب مستجاب شدن دعائش به او نرسيده بود و از زندان شكم ماهى خلاص نشده بود كه زنده مانده و زنده بيرون آيد .
( لَنُبِذَ )
يعنى : افكنده شده بود .
( بِالْعَراءِ )
يعنى در فضاء و بيابان عارى و خالى از درخت و گياه
وَ هُوَ مَذْمُومٌ
و او ملامت شده بود به چيزى كه بر آن ملامت شده بود و لكن خداوند تعالى او را تدارك كرد بنعمتى از نزد خودش پس افكنده شد به بيابان عارى از گياه در حالى كه او مذموم و ناپسند نبود .