تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ
هنگامى كه قرآن را شنيدند .
وَ يَقُولُونَ
و ميگويند با اين وصف .
إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
يعنى عقلش مغلوب است با اينكه علم دارند بعقار و سنگينى و فراوانى عقل او ، اين را از روى دشمنى و تكذيب كردن او مى گويند .
( وَ ما هُوَ )
يعنى : و او نيست قرآن .
( إِلَّا ذِكْرٌ )
مگر شرفى .
( لِلْعالَمِينَ )
براى عالميان تا اينكه قيامت قيام كند . و بعضى گفته‌اند : يعنى و نيست محمد ( ص ) مگر شرفى براى خلق هنگامى كه ايشان را هدايت كرد بسوى صلاح و ايشان را از گمراهى نجات داد وقتى كه نسبت جنون به او دادند و او را توصيف كردند به چيزى كه در او نبود ، و بعضى گفته‌اند : مقصود از ذكر اينست كه او آنها را متذكّر و متوجه بامر آخرتشان مىكند از ثواب و عقاب و وعده و وعيد . حسن گويد : دواء زخم چشم خواندن اين آيه است :
وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا . . .
تا آخر آيه .
هامش
( منبر كردند ، پس منبر رفتم و در حين صحبت شخصى كه معروف بشور چشمى بود وارد و از ديدنم تعجّب و به رفيقش گفت ( وه ) اين آقاى رازى است كه ميگفتند كشته شده ، پس همانساعت حالم بالاى منبر بهم خورد و به زمين افتادم و مرا با دوش منزل بردند و معروف شد كه فلانى آقا را چشم زخم زده است ، پس ناچار از آن محل بطهران مراجعت و حالم به حمد اللَّه خوب شد ، و نيز ميگويم در شواهد التنزيل حاكم سكانى حنفى سنى رواياتى در تأويل بعضى از آيات اين را نقل كرده كه مناسب است متذكر شوم :
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 250 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى