تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
حرامزاده‌اى كه مردانى درباره فرزندى او ادّعاء داشتند چنان كه زياد است تداعى و ادّعاء در عرض زمين و اطراف آن ، شاهد اين بيت كلمه زنيم است كه فرزند حرامزاده و نسبت داده شده است . شعيبى گويد : زنيم كسى است كه براى او نشانه‌اى در بدى است و به بدى و شرارت شناخته شده ، پس وقتى از شرّ و بدى ياد شود قلب و ذهن سبقت بوى گيرد و او تبادر بذهن نمايد چنانچه بزغاله در ميان گوسفندان بواسطه بريدگى گوش و آويخته‌اش معروف است . و سعيد بن جبير گويد : زنيم شخص پست معروف بشراره است . على عليه السلام فرمايد : زنيم آنست كه ريشه و اصالت خانوادگى برايش نباشد . عكرمه گويد : زنيم آنست كه بلئامت و پستى معروف باشد چنانچه گوسفند به گوش بريده‌اش معروف است . از پيغمبر ( ص ) روايت شده كه از آن حضرت از معناى عتل زنيم پرسيدند فرمود : او تندخوى پر خور و پر نوش يافته طعام و شراب ستمكار بمردم گشاده شكم و درون است . و از شداد بن اوس روايت شده كه گفت : پيغمبر ( ص ) فرمود : داخل بهشت نميشود جواظ و نه جعظرى و نه عتل زنيم گفت عرض كردم جواظ كيست فرمود هر بسيار جماع‌كنى كه از انعقاد نطفه منع مىكند ، گفتم جعظرى كدام است ؟ فرمود آدم خشن و سخت ، گفتم پس عتل زنيم كيست فرمود گشاده شكم بد اخلاق پرخور پر نوش ستمگر ستمكار حرامزاده . ابن قتيبه گويد : نميدانم كه خدا هيچكس را به اندازه وليد بن مغيره