عيبجويى كرده باشد ، براى اينكه او را معرّفى به پر قسمى و موهونى و عيب جويى از مردم و سخن چينى و بخلات و ستمكارى و گنهكارى و ستمگرى و حرام زادگى ياد كرده پس به او عار و ننگى ملحق كرده كه دنيا و آخرت از او جدا نمىشود .
أَنْ كانَ ذا مالٍ وَ بَنِينَ
زجاج و فراء گويند : يعنى هر آينه اگر صاحب مال و اولاد بودند براى مال و اولادش اطاعتش نكن ، و كسى كه با استفهام قرائت كرده ناچار است كه صله ما بعدش باشد ، براى اينكه چيزى كه در جاى استفهام است مقدم بر او نميشود ، پس معنى چنين مىباشد ، آيا اينكه صاحب مال و اولاد است آيات ما را انكار مىكند ، يعنى آيا پاداش نعمتهايى را كه از مال و فرزندان به او اعطاء شد كفر بآيات ما قرار داده است و آن قول خداى سبحانست .
إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
هر گاه بر او آيات ما خوانده شود گويد : اين افسانههاى گذشتگان است ، يعنى احاديث پيشينيانست كه نوشته شده و مسطور گرديده اصلى ندارد ، سپس خداوند سبحان وى را بيم داده و فرمود :
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ
يعنى : به زودى در روز قيامت داغى بر دماغ و بينى او خواهيم گذارد كه چهرهاش زشت شده و هر كس او را ببيند خواهد شناخت كه از اهل آتش است ، و البته داغ را مخصوص ذكر بينى كرد براى اينكه انسان بچهرهاش شناخته مىشود ، و بينى در ميان صورت است ، و اين بنا بر عادت عرب است ، چون ايشان ميگويند شمخ فلان بانفه ، فلانى به بينيش بزرگى و تكبّر مىكند ، و از غم اللَّه انفه ، خداوند بينيش را به خاك ماليد .