زبان از نزديك تبليغ مىكند ، و بسبب قلم احكام دين حفظ شده و بوسيله آن امور عالميان مستقيم مىشود و البتّه گفتهاند كه بيان دو بيان است بيان زبان و بيان قلم ، بيان زبان را چند سالى تدريس مىشود ، و بيان قلمها را مادامى كه روزگار باقيست جاودانست .
و بعضى گفتهاند : كه قوام و اساس امور دين و دنيا به دو چيز است قلم و شمشير زير قلم است و بعضى از شعراء آن را بنظم آورده و نيكو گفته است :
ان يخدم القلم السيف الذى خضعت * له الرقاب و دانت حذره الامم
البتّه خدمت مىكند قلم را شمشيرى كه براى او گردنها خاضع و سر به زير و امّتها از بيم او تسليم و مطيع خواهند شد .
فا الموت و الموت شيء لا يغالبه * ما زال يتبع ما يجرى به القلم
پس مرگ همواره است و مرگى كه چيزى بر او غالب نميشود پيروز ميگردد آنچه از قلم جارى شود .
كذا قضى اللَّه للاقلام مذ بريت * انّ السيوف لها مذ أرهفت خدم
خدا براى قلم از روزى كه تراشيده شد چنين حكم فرمود كه شمشير براى آن بنده خدمتكار باشد .
وَ ما يَسْطُرُونَ
يعنى : و آنچه فرشتگان مينويسند از آنچه بايشان وحى مىشود و آنچه از اعمال بنى آدم مينويسند پس قسم بقلم و آنچه نوشته مىشود بسبب آن .
و بعضى گفتهاند : ما مصدريه است و تقديرش اينست و قلم و نوشتن ايشان ، پس قسم بكتابت است و بنا بر قول اوّل قسم به نوشته است .
ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
آن جواب قسم است و معنايش اين