و گفته شده :
لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ . . .
يعنى خدا در آنچه اراده مىكند با پيامبر و مؤمنان با او مشورت نميكند . بلكه پيامبرش را شفيع ميگرداند و شفاعت او را مىپذيرد .
يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ
در سورهء مباركه حديد تفسير آن گذشت . حضرت ابو عبد اللَّه صادق عليه السّلام فرمود سعى ميكنند در روز قيامت امامان و پيشوايان مؤمنان در جلو و كنار آنان ، تا ايشان را در منازلشان در بهشت وارد نمايند
يَقُولُونَ رَبَّنا
ميگويند پروردگار ما و در محلّ نصب است بنا بر حاليت تقديرش اينست در حالى كه آنها گويا هستند .
أَتْمِمْ لَنا نُورَنا
تمام و كامل نما براى ما نور ما را .
هامش
( چنان كردند و نصوح چون به پادشاهى رسيد بساط عدالت را در تمام قلمرو مملكتش گسترانيده و بعدا با همان دختر پادشاه كه ذكرش گذشت ازدواج كرد . و چون شب زفاف و عروسى رسيد و در بارگاهش نشسته بود ناگهان شخصى بر او وارد شد و گفت چند سال قبل از اين ميشى از من گم شده بود و اكنون آن را نزد تو يافتهام مالم را به من ردّ كن .
نصوح گفت چنين است دستور داد تا ميش را به او ردّ كنند گفت چون ميش مرا نگهبانى كردهاى هر چه از منافع آن استفاده كردهاى حلال ولى بايد آنچه مانده با من نصف كنى . گفت درست است و دستور داد تا تمام اموال منقول و غير منقول را با او نصف كنند حتّى آن دختر پادشاه را آن شخص گفت : بدان نصوح نه من شبانم و نه آن ميش است بلكه ما دو فرشته براى آزمايش تو آمدهايم تمام اين ملك و نعمت براى توبه حقيقت بر تو حلال و گوارا و از نظر غايب شدند .
اين خلاصهاى از داستان نصوح و نتيجهء توبه آن كه بعضى از مفسّرين نقل كردهاند . ص 432 كتاب انوار المجالس ارجستانى .