تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
از آنها و بتحقيق گفتند ( تسمع بالمعيدى لا ان تراه ) بشنوى معيدى را نه آنكه آن را به بينى ، پس هر گاه موصوف حذف شود باقى ماند بعد از آن نحاسى كه آن صفت است براى شيء محذوف و ( من ) حذف شده از نحاس براى آنكه در جلو تر در قولش ( من نار ) ذكر نموده بود ، پس حذف آن براى اين نيكوست چنانچه حذف جار از قول ايشان على من تتنزّل انزل خوبست ، و چنان كه ابو زيد از قول شاعر آن را انشاد كرده است :
و اصبح من اسماء قيس كقابض * على الماء لا يدرى بما هو قابض
و صبح نمود بر آب از نامهاى قيس مثل قابض كه نميداند بچه چيزى او قابض است و جلوى آب را گرفته است ، يعنى به چيزى كه او قابض است بر او پس ( عليه ) حذف شده براى دلالت كلام پيشين بر آن و چنانچه نزد خليل جار حذف شده در قول ( ان لم يجد يوما على من يتكل ) « اگر نيابد روزى كسى را كه بر او اعتماد كند » قصد نموده نزد خودش كسى را كه بر او اعتماد و اتكال كند ، پس جار حذف شده براى آنكه ذكر آن قبلا جارى شد ، پس مجرور شدن ( نحاس ) بنا بر اين ( به من ) مضمره و محذوف است نه باشراك در ( من ) چنانى كه در قول او ( من نار ) جارى شد ، پس هر گاه مجرور بودن نحاس ( به من ) باشد شواظى كه شعلهء آتش است قسطى از دود نميباشد .

شرح لغات :

الثقلان : اصل آن از ثقل است و هر چيزى كه براى آن وزن و ارزش باشد پس آن ثقل است ، و از اين جهت به تخم شتر مرغ ثقل گفته شده است گويد
فتذكرا ثقلا رثيدا بعد ما * القت ذكاء يمينها فى كافر
پس مذاكره كردند تخم شتر مرغى را كه روى هم گذارده بودند بعد از