الآن فقد فرغت الى نمير * فهذا حين صرت لهم عذابا
هم اكنون البتّه قصد نمودم كه بسوى نمير بروم ، پس اين هنگامى بود كه براى ايشان ناراحتى ايجاد كرده بودم .
شاهد اين بيت ( فرغت ) كه بمعنى قصدت آمده .
و ابن عامر آيه الثقلان بضم هاء خوانده و دليل آن در پيش گذشت و در شواظ دو لغت شواظ بضمهء شين و شواظ بكسره شين آمده .
ابو عبيده گويد : آن شعلهء آتشى است كه دود نداشته باشد .
رو به شاعر گويد :
انّ لهم من حربنا اقياظا * و نار حرب تسعر الشواظا
قطعا كه براى ايشان از جنگ ما گرمى بسيار سخت است و آتش جنگ شعلههايى ميافروزد ، و نحاس دود است .
جعدى گويد :
تضيء كضوء سراج السليط * لم يجعل اللَّه فيه نحاسا
روشن مىكند مثل روشنايى چراغ زيتونى كه خدا در آن دود قرار نداده است .
ابو على گويد : هر گاه شواظ شعلهاى باشد كه دود در آن نباشد ضعيف شود .
قرائت آنكه ( و نحاس ) را بجر خوانده است و بر تفسير ابى عبيده نميباشد مگر برفع در نحاس ، بنا بر تقدير ( و يرسل عليكما شواظ و يرسل عليكما نحاس ) - يعنى : يك مرتبه اين را براى شما ميفرستد و يك دفعه ديگرى نحاس را و گاهى هم جايز است از وجه ديگرى بنا بر اينكه تقديرش اين باشد ( و يرسل عليكما شواظ