ميكنم .
2 - فراغت از شغلى و كارى و خداوند عزّ و جل را شغلى و كارى مشغول از شغل ديگر نميكند .
و بعضى گويند : يعنى به زودى عمل ميكنيم عمل كسى كه فارغ است براى كار و عمل ، پس آن را خوب انجام ميدهد بدون اينكه كار و عمل ديگرى مزاحم آن باشد .
و بعضى گويند : ( سنفرغ لكم من الوعيد ) يعنى به زودى فارغ ميشويم از بيم دادن شما بگذشتن روزهايى كه در آن بيم داده ميشديد ، پس تشبيه فرمود اين را به كسى كه فارغ و خلاص از چيزى شده و شروع به كار ديگرى كرده است و شغل و فراغت از صفات اجساميست كه اعراض در آن حلول مىكند و آن را در اين حال مشغول از اضداد مىكند و براى همين واجبست كه آن در صفت خداى تعالى مجاز باشد ، و دلالت مىكند بر اينكه مراد از ثقلين پرى و آدمى است قول خداى تعالى :
( يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا )
اى گروه پريان و آدميان اگر استطاعت و نيرو داريد كه بگذريد و عبور كنيد ، يعنى بيرون رويد براى گريختن و فرار كردن از مرگ .
ميگويند : ( نفذ الشيء من الشيء ) گذشت چيزى از چيزى هر گاه خلاص از او شود مثل تير كه ميگذرد بعد از انداختن و پرتاب كردن آن .
( مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
يعنى اطراف و جوانب آن و مقصود اين است كه آن وقتى كه مرگ شما را ادراك كرد .
( فَانْفُذُوا )
يعنى پس بيرون رويد و هرگز توانايى و نيروى آن را نداريد كه