يكديگر پيمان محكم بستند سپس كعب بن اشرف و يارانش بمدينه برگشتند و جبرئيل عليه السلام به آنچه كه كعب و ابو سفيان با هم پيمان بسته بودند خبر داد و فرمان داد بقتل كعب بن اشرف ، پس محمد بن مسلم انصارى كه برادر رضاعى او بود او را كشت . . .
محمد بن اسحاق گويد : پيامبر خدا ( ص ) بسوى بنى النضير رفت كه استقامت جويد از ايشان در ديه و پول خون دو مقتولى از بنى عامرى كه عمرو بن اميه ضمرى آن دو را كشته بود و ميان بنى النضير و بنى عامر پيمان و قسم بر قرار بود ، پس چون پيغمبر آمد نزد ايشان كه استعانت جويد در ديه گفتند بلى اى ابو القاسم ما تو را اعانت كنيم به آنچه كه دوست دارى سپس بعضى از آنها با برخى ديگر خلوت كرده و تبانى كردند و گفتند :
شما اين مرد را به اين سادگى و بيدفاعى پيدا نخواهيد كرد اين رسول خدا است كه در كنار ديوارى از خانههاى شما نشسته است ، پس گفتند كيست آن مردى كه بر بام اين خانه رود و سنگ ( بوقلتان ) را بر سر او انداخته و او را بكشد ، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با چند نفر از اصحابش بودند پس خبر آسمانى به آن حضرت رسيد كه مردم يهود چه نقشهاى دارند پس برخاست آن حضرت و به - اصحابش فرمود :
حركت نكنيد و برگشت بمدينه و چون آمدن پيغمبر ( ص ) بتأخير افتاد اصحاب او برخاستند كه آن حضرت بيايند ، پس مردى را ديدند كه از مدينه مىآيد از وى پرسيدند ، گفت من آن حضرت را ديدم وارد مدينه شد پس اصحاب پيامبر ( ص ) آمدند تا به آن حضرت رسيدند پس نقشهاى را كه يهود طرح كرده بودند به آنها خبر داد و فرمان داد پيامبر خدا ( ص ) بمحمّد بن مسلمه كه كعب بن اشرف را به
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٣٠٩