كنار اطاق بعضى از سخنان او را ميشنوم و برخى را نميشنوم كه خدا نازل فرمود
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ . . .
پس چون اين آيات را بر او خواند به او فرمود آيا استطاعت و توان آزاد كردن بندهاى دارى ؟ گفت : در وقتى كه همه مال من نابود شده و رقبه برده گران است و من كم مال و تهى دستم ، پس فرمود :
آيا توان آن دارى كه دو ماه پياپى روزه بگيرى ؟ پس گفت : قسم بخدايا رسول اللَّه من اگر روزى سه مرتبه نخورم چشمم كم ديد مىشود و ميترسم كور شوم ، فرمود :
پس آيا توان آن دارى كه شصت مسكين را سير كنى گفت : نه به خدا قسم مگر آنكه مرا بر اين كفّاره كمك نمايى ، اى پيامبر خدا ، فرمود : من تو را به پانزده صاع كمك و يارى ميكنم و از خدا ميخواهم كه به تو بركت دهد ، پس رسول خدا « ص » او را پانزده صاع اعانت نمود و دعا كرد براى او پس امر آن زن و شوهر مجتمع شد .
تفسير آيات :
( قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها )
بتحقيق خدا شنيد سخن زنى را كه دربارهء شوهرش مجادله با تو ميكرد .
ابى العاليه گويد : يعنى مراجعه ميكرد به تو در كار شوهرش .
( وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ )
يعنى و اظهار شكايت ميكرد و آنچه از ناراحتى به او رسيده بود ابراز مينمود و ميگفت بار خدا يا بدرستى كه تو ميدانى حال مرا ، پس بر من ترحّم كن ، زيرا من بچّهها و دختران خردسالى دارم اگر بچّهها را به شوهرم واگذارم تلف ميشوند و اگر خود نگهدارم گرسنگى خواهند خورد .