اگر اسب من ميدانست كه محاوره چيست شكايت و گله ميكردم و هر آينه اگر او سخن مرا ميدانست هم كلام من بود .
المحاده : به معناى مخالفت است و اصل آن از حد و آن منع است و از آن است حدّى كه مانع بين دو چيز است ، نابغه گويد :
الّا سليمان اذ قال المليك له * قم فى البرية فاحددها عن الفند
مگر سليمان زمانى كه خداوند به او گفت بر خيز در ميان آفريدهها ، پس محدود كن آن را از دروغ و تكذيب كردن .
الكبت : مصدر است كبت اللَّه العدوّ ، يعنى او را خوار و پست و هلاك نمود .
شأن نزول :
ابن عباس گويد : اين آيات نازل شده دربارهء زنى از انصار سپس از خزرج و نامش خوله دختر خويلد است .
قتاده و مقاتل گويند : آن خوله دختر ثعلبه انصارى و شوهرش اوس بن صامت است ، و اين علّتش اين بود كه آن زن خوشگل و زيبا بود از جهت بدن پس شوهرش او را ديد كه در سجدهء نماز است ، پس نسبت به او تحريك شد ، و وقتى نمازش تمام شد خواست با او آميزش كند ، پس او امتناع كرد و نگذاشت پس اوس بر او غضب كرد و او مردى بود كه زود خشمگين ميشد ، پس به او گفت : « انت علىّ كظهر امّى » تو براى من مثل پشت ما در منى ، سپس پشيمان شد بر آنچه را كه گفته بود و ظهار از جمله طلاقهاى اهل جاهليّت بود ، و به او گفت من گمان نميكنم مگر آنكه تو بر من حرام شدهاى ، پس گفت : نگو اين را و بر و نزد پيغمبر ( ص ) و از آن حضرت سؤال كن ، پس گفت من حيا ميكنم كه از آن حضرت سؤال كنم از اين