فتح ياء و تشديد ظاء قرائت كرده و از بعضى از ايشان ( ما هن امّهاتهم ) به رفع تاء خواندهاند .
دليل اين قرءات :
ابو على گويد : ظاهر من امرأته و ظهّر مانند ضاعف و ضعف است ، و تاء داخل بر هر يك از آن دو شده ، پس تظاهر و تظهّر ميگردد و حرف مضارع هم داخل شده يتظاهر و يتظهّر مىشود سپس تا در ظاء ادغام مىشود براى نزديك بودن آنها بهم از جهت مخرج ، پس به ظاهر و يظهّر بفتح يائى كه آن حرف - مضارع است براى آنكه آن براى مطاوعه و پذيرفتن است ، چنانچه فتحه ميدهى آن را در يتدحرج چنانى كه آن مطاوع دحرجته فتدحرج است و دليل رفع در قول او
( ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ )
بدرستى كه لغت بنى تميم است سيبويه گويد : و آن نزديكترين دو وجه است بقاعده و اين جهتش اينست كه نفى مانند استفهام است ، پس هم چنان كه استفهام كلام را از آنچه بر آنست در واجب تغيير نميدهد شايسته است كه نفى هم آن را تغيير ندهد از آنچه بر آنست در واجب و دليل نصب اينست كه آن لغت اهل حجاز و لغت ايشان را گرفتن بهتر است ، و بر آن لغت هم آمده ما هذا بشرا .
لغت :
الاشتكاء : اظهار كردن مصائبى است كه به انسان رسيده از مكروهات و دردها و شكايت اظهار صدماتيست كه غير او به او وارد نموده از بديها .
التحاور : تراجع و آن محاوره و نزاع در سخن است گفته مىشود حاوره محاورة يعنى راجعه الكلام و تحاورا سخن را برگردانيد و گفتگو كردند ، عنتره گويد :
لو كان يدرى ما المحاورة اشتكى * و لكان لو علم الكلام تكلّمى