پس ديدم روشنايى محبوبهام را از راه دورى و ليكن بعيد است كه من بتوانم خودم را به آن برسانم .
الاورى : ظاهر شدن آتش است بوسيلهء آتش گيرانه و كبريت ، گفته مىشود اورى ، يورى ، و وريت ، بك زنادى يعنى تكليفم را بسبب تو روشن كردم و گفته مىشود ( قدح فاورى ) كبريت زد ، پس روشن شد و آتش گرفت ، هر گاه آتش ندهد گفته مىشود ( قدح فاكبى ) كبريت زد و نگرفت و آتش نداد .
المقوى : فرود آمدن با قوا و نيروست در زمينى كه كسى در آن نيست ، و اقوت الدار يعنى خانه از اهلش خاليست نابغه گويد :
اقوى و اقفر من نعم و غيّرها * هوج الرياح بهايى التراب موّار
فرود آمدم در زمينى كه خالى از جاندار بود و آن را وزش بادها و شن سيّار دگرگون كرده بود و عتقره گويد :
حييت من طلل تقادم عهده * اقوى و اقفر بعد ام الهيثم
زنده ماندى تو از آثار بزرگى كه خاطره آن گذشت در جايى كه بعد از ام - هيثم خالى از هر چيز بود .
تفسير آيات :
سپس خداوند سبحان بر ايشان دربارهء بعث احتجاج نموده به قول خودش
( نَحْنُ خَلَقْناكُمْ )
مقاتل گويد : يعنى ما شما را آفريديم در حالى كه شما چيزى نبوديد و اين را ميدانيد شما
( فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ )
يعنى پس براى چه و چرا باور نميكنيد بروز بعث و قيامت - براى اينكه كسى كه قدرت بر ايجاد در اوّل داشته باشد قدرت بر اعاده هم دارد ، سپس ايشان را خداى