تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
است گفته عمرو بن عدى :
هذا جناى و خياره فيه * اذ كلّ جان يده الى فيه
اين جنايت خود منست و اختيار آن هم در دست خودم زيرا كه هر جانى انگشتش به دهان خود اوست « 1 » و حضرت على عليه السلام به اين شعر تمثّل جسته است و اصل طمث خون است ميگويند : طمث المرأة هر گاه حيض ببيند ، طمث هر گاه بسبب ازاله بكارت خون ببيند ، و بعير لم يطمث ، شترى كه ريسمانى و يا باربندى آن را مس نكرده است ، فرزدق گويد :
دفعن الى لم يطمثن قبلى * و هنّ اصحّ من بيض النعامى
براى من كنيزانى آوردند باكره كه قبل از من هيچكس با آنها آميزش نكرده بود و فروج آنها سالم‌تر بود از تخم شتر مرغ . شاهد اين بيت ( لم يطمثن ) است كه به معناى مس و لمس آمده است .

اعراب آيات :

( متكئين ) حال است از مجرور بلام يعنى ( لهم جنتان ) در اين حالت كه تكيه زده‌اند و ما بين قول او ( جنتان ) تا قول او ( متكئين ) صفاتست براى جنتين .
بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ
، مبتداء و خبر است در موضع جر و صفت است براى
هامش
( 1 ) - مترجم گويد : در شعر فارسى هم آمده :زدست ديگرى هرگز ننالم * خودم كردم كه لعنت بر خودم باد .سعدى شيرازى هم گويد :همه از دست غير مىنالند * سعدى از دست خويشتن فرياد .