قرائت آيات :
كسايى تنها لم يطمسهنّ بكسره ميم در يكى از آن دو بضمّه ميم در ديگرى خوانده و ديگران از قراء در هر دو كلمه بكسره ميم خواندهاند .
دليل :
ابو على گويد : يطمث و يطمث دو لغت است .
ابو عبيده گويد : لم يطمثهنّ يعنى لم يمسهن ، ميگويند : ما طمث هذا البعير حبل قط هرگز اين شتر را ريسمانى نكرده .
رو به شاعر گويد
: ( كالبيض * بهن طامث )
مثل تخمى كه لمس كنندهاى آن را مس نكرده و دست نزد .
لغات آيات :
الافنان : جمع فنن و آن شاخه تازه برگ است ، و از آنست قول ايشان هذا فن آخر ، يعنى اين نوع ديگر است و ممكنست جمع فن باشد .
الاتكاء : تكيه كردن براى كرامت و بزرگوارى و مناعت و پشتى آنست كه در محافل سلاطين و بزرگان براى اشخاص گذارده مىشود جهت احترام و بزرگ داشت و آن از « و كان السقاء » مشتق است هر گاه مشك آب را محكم ببندند و از آن است قول ايشان
( العين وكاء الستة )
. الفرش : جمع فراش و آن چيزيست كه گسترده و براى خوابيدن بر آن آماده مىشود ( و در فارسى به آن رختخواب ميگويند ) .
البطائن : جمع بطانه و آن باطن و آستر رويه است .
الجنى : ميوهايست كه بر درخت رسيده و شايسته چيدن باشد و از آن