تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
خوردن سختى و لرزيدن بزرگى و اين جهتش اينست كه شخص ترسو پريشان و ناراحت و بر جاى خود مستقرّ نيست . جبائى گويد : بعضى از ايشان افرادى بودند كه از ترس كشته شدن پريشان بودند ، و برخى از ايشان آنهايى بودند كه بر دينشان پريشان بود .
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
حسن گويد : و زمانى كه منافقين و كسانى كه بيمارى دل داشتند ، يعنى در دل شك و ترديد داشتند ، و بعضى گفته‌اند كه در ايمانش ضعف و سستى بود .
ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً
خدا و پيامبر او بما وعده نداد مگر فريب را . ابن عباس گويد : كه منافقين گفتند محمد ( ص ) بما وعده ميدهد كه ما مدائن كسرى و قيصر را فتح ميكنيم در حالى كه ما امنيت خلا ( توالت ) رفتن را نداريم اين به خدا قسم فريب است .
وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ
سدى گويد : يعنى عبد اللَّه بن ابى و يارانش . و مقاتل گويد : ايشان از منافقين بنى سالم بودند . يزيد بن رومان گويد : گويندهء آن سخن اوس بن قبطى و هم عقيده‌هاى او بودند .
يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا
يعنى اى اهل مدينه در اينجا براى شما اقامتگاهى نيست يا مكانى كه در آن براى جنگ قيام كنيد نيست ، وقتى كه ميم مقام را فتحه دهيم ، پس بمنازلتان در شهر برگرديد و مقصودشان