تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
آن منصوب شده بنا بر ذمّ .
كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ
، يعنى ديدگان آنها دور مىزند دور زدنى مانند دوران چشمهاى آن كسى كه مرگ بر او فرود آمده و در حال سكرات افتاده ، پس كاف صفت مصدر محذوف است و گاهى حذف مىشود بعد از كاف مضاف و مضاف اليه . هلم : معنايش اقبل و تعال يعنى بيا مىباشد ، و اهل حجاز براى واحد و اثنين و جمع يكى و دو تا و جمع و مذكر و مؤنث هلّم بلفظ مفرد مى گويند و آن لمّ است كه به آن هاء تنبيه اضافه شده سپس الف هاء از آن - حذف شده زيرا آن يك چيز شده مانند قول ايشان ويله و اصل آن ويل لامه است ، پس چون آن را يك چيز قرار دادند ( لا ) را حذف كرده و تغيير دادند ، و امّا بنى تميم : پس آن را مانند تصريف فعل صرف نموده و ميگويند هلّم يا رجل و هلّما و هلمّوا يا رجال و هلمى يا امرأه و هلما و هلمن يا نساء لكن ايشان بطور قطع آخر مفرد آن را فتحه ميدهند .

تفسير :

چون خداوند سبحان سختى جنگ را در روز خندق بيان كرده ، و گفت :
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ
يعنى مؤمنان در آنجا آزمايش و آزمون شدند تا آنكه بر تو حسن عقيده و ايمان و صبرشان ظاهر شود بر آنچه را كه خداوند ايشان را امر فرموده به آن از پيكار و جهاد با دشمنان ، پس آنكه ايمانش ثابت و قوى بود معلوم و آنكه هم كه ضعيف الايمان بود شناخته شد .
وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً
يعنى تكان خوردند بسبب ترس تكان