فرار از لشگر رسول خدا ( ص ) بود .
( وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ
( ص ) و گروهى از ايشان از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اجازه ميگيرند در برگشتن بمدينه و ايشان بنو حارثه ، و بنو سلمه بودند .
( يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ )
ميگويند كه منازل ما حفاظى ندارد .
ابن عباس و مجاهد گويند : يعنى منازل ما محفوظ نيست چون ديوار ندارد .
حسن گويد : يعنى خانههاى ما خالى از مردان است ما از دزدها ميترسيم .
قتاده گويد : گفتند منازل ما در طرف دشمن قرار دارد و ما ايمن بر خانواده خود نيستيم ، پس خداوند ايشان را تكذيب نموده و فرمود :
وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ
و آن باز و بى حصار و ديوار نيست ، امام صادق عليه السلام فرمود : بلكه آنها بلند پايه و بنا و محصور و محكم است .
إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً
قصد نكردند از اين بهانه مگر فرار از جنگ و يارى كردن مسلمين را .
وَ لَوْ دُخِلَتْ
يعنى و اگر چه بمنازلتان يا به شهر مدينه وارد شوند .
( عَلَيْهِمْ )
يعنى و اگر اين گروهى كه قصد جنگ و پيكار را دارند و ايشان احزاب مىباشند داخل شوند بر اين مردم بهانهجوى منافق كه ميگويند خانههاى ما بى حفاظ است .
مِنْ أَقْطارِها
يعنى از اطراف مدينه يا خانهها .
ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها
ابن عباس گويد : يعنى پس ايشان را