اختطفه گريزاند و فرارى نمود .
الشهاب : شعله آتشى كه ميدرخشد گفته مىشود " فلان شهاب حرب " فلان كس شعله آتش است در جنگ هر گاه بگذارد .
الثاقب : نورانى و روشن مثل آنكه بنور و روشنائيش سوراخ مىكند و از آنست حسب ثاقب يعنى شريف .
اعراب :
حفظا مصدر فعل محذوف است يعنى زيّناها و حفظناها حفظا زينت داديم و ما حفظ كرديم آن را حفظ كردنى ، لا يسمعون جملهاى است كه محلش مجرور است به اينكه صفت شيطانست .
دحورا مصدر فعل است كه بر او دلالت مىكند " يقذفون " يعنى يدحرون دحورا ، يعنى دفع ميكنند دفع كردنى " الا من خطف الخطفه " محتمل است كه
" مَنْ خَطِفَ "
در محل نصب باشد بر استثناء و عامل در آن چيزى باشد كه لام در لهم عذاب به آن متعلّق است و مستثنى منه هم از لهم باشد و محتمل است كه استثناء منقطع باشد پس " من خطف " مبتداء و خبرش فاتبعه شهاب - ثاقب باشد .
تفسير :
وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا
مفسّرين در معناى الصافات بر چند وجه اختلاف كردهاند :
اختلاف معناى صافات
1 - ابن عباس و مسروق و حسن و قتاده و سدى گويند : آنها فرشتگانند كه صف در صف قرار دارند در آسمانها مثل صفوف مؤمنين در نماز .