تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
هر دانه‌اى كه موجب قوت و تغذيه آنها مىشود مانند گندم و جو و برنج و غير آنها از حبوبات و دانه‌ها
فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ
يعنى پس از بعضى از دانه‌ها ميخورند
وَ جَعَلْنا فِيها جَنَّاتٍ
و قرار داديم در آن زمين باغهايى
مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ
از خرما و انگور و خبر اين نيست كه اختصاص به دو قسم از ميوه‌ها داد براى فراوانى و منافع آن دو
وَ فَجَّرْنا فِيها مِنَ الْعُيُونِ
يعنى و شكافتيم در اين زمين مرده يا در اين باغها چشمه‌هايى از آب تا آنكه انگورها و خرماها آبيارى شوند سپس خداى سبحان بيان كرد كه او اين كار را نكرده است . مگر آنكه
لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ
از ميوه نخيل كه خرما باشد بخورند ضمير " ثمره " بيكى از آن دو درخت خرما و انگور برميگردد چنانچه فرمود
وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و مقصود اينكه هدف و غرض ما سود ايشانست به اين باغها و منتفع شدن ايشانست به خوردن ميوه‌هاى باغها .
وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ
يعنى دستهاى ايشان اين ميوه‌ها را بثمر رساند هر گاه ( ما ) را نافيه بدانيم ، ضحاك گويد : يعنى آن باغها را آباد مىبينند و حال آنكه كار و صنعتى براى ايشان در آن نيست ، مقصود اينكه آن از صنعت خالق و آفريدگار است و داخل در مقدورات و كارهاى مخلوقات و آفريده‌ها نيست ، و هر گاه ( ما ) به معناى الذى و موصول باشد ، پس تقديرش اينست كه آنچه دستهاى فعّال ايشان نموده از اقسام چيزهايى كه از خرما و انگور ساخته مىشود براى زيادى منافع آن . و بعضى گفته‌اند : تقديرش ( و ان ثمره ما عملته ايديهم ) و از ميوه چنانى كه دستهاى ايشان كار كرده يعنى كاشته درختهاى آن را و زراعتهايى كه كوشش در شخم زدن و شيار نمودن زمين آن نموده .