قول او " و آية لهم الليل " پس آن بر اين شبيهتر است بجملههايى كه قبل از آن بوده و قول در ( آيه ) اينكه آن مرفوع است بسبب مبتدا بودن ( و لهم ) صفتست براى نكره و خبرش مضمر است و تقديرش و آية لهم فى الشاهد او فى الوجود است ، و قول خدا الليل نسلخ منه انهار و القمر قدّرناه منازل تفسير آيه است چنانچه قول خداى تعالى
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ
تفسير وعده و للذكر مثل حظ - الانثيين ، تفسير وصيه است .
و كسى كه نصب داده ( آيه ) را پس او حمل كرده بر مثل زيدا ضربته ، و امّا قول او ( لا مستقر لها ) پس ظاهرش عموم و معنايش خصوص است ، پس آن بمنزله قول شاعر است كه ميگويد :
ابكى لفقدك ما ناحت مطوّقة * و ما سما فتن يوما على ساق
ميگريم براى فقدان تو دائما مادامى كه كبوتر در گردنش طوق است و مادامى كه شاخه بر ساق بالا رود هر روز گريه ميكنم و مقصود آنكه اگر من هميشه زنده بمانم هر آينه براى تو گريه ميكنم و همچنين قول او ( لا مستقر لها ) يعنى مادامى كه آسمان برجاست خورشيد در سير و حركت است ، پس هر گاه آسمان زايل شد خورشيد آرام و سيرش باطل مىشود .
لغت :
السلخ : بيرون كردن چيز است از لباس او و از آنست بيرون آوردن حيوان از پوستش ، و از آنست قول خدا ( فانسلخ منها ) يعنى پس بيرون آمد از آن بيرون آمد چيزى از آنچه كه پوشيده بود .
العرجون : آن خوشه خرمايى كه در آن ساقه و چوب است و آن را مشكول و شكال و كباسه و قنو گويند ، و آن عرجون بر وزن فعلول است .