تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و بعضى گفته‌اند : كه آن آيه اين بود كه آنجا سيزده آبادى و روستا بود و در هر روستايى پيامبرى بود كه مردم را بسوى خداى سبحان دعوت مى كرد و بايشان ميگفتند .
كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ
يعنى بخوريد از آنچه خدا بشما روزى نموده ، در اين بوستانها و شكر او را بجا آوريد تا نعمتش را بر شما افزايش دهد و زياد نمايد و استغفار كنيد از او تا شما را بيامرزد .
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ
اين شهر پاكيزه و پر بركت خاكش شيرين از آن همه گونه گياه و درخت بيرون ميآيد ، زمين شوره و سخت نيست و در آن چيزى از حشرات موذيه و آزار كننده وجود ندارد . و بعضى گفته‌اند : كه مقصود به آن صحّت هواء آن و شيرينى و گوارايى آب آن و سلامتى خاك آنست و اينكه در آن گرمى زيادى نيست كه در تابستان اذيّت كند و زياد سرد نيست كه در زمستان ناراحت كند .
وَ رَبٌّ غَفُورٌ
يعنى زياد آمرزنده گناهان .
فَأَعْرَضُوا
پس اعراض از حق كردند و شكر خداى سبحان را بجا نياوردند و هر چه پيامبر ايشان آنها را بسوى خدا خواندند اقبال نكردند ، و نپذيرفتند .
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ
وهب گويد : پس فرستاديم بر ايشان سيل عرم را و اين چنان بود كه آب از زمين سبا از بيابانهاى يمن ميآمد و در اينجا دو كوه بود كه آب باران و سيلها در ميان آن دو كوه جمع ميشد ، پس آنها سدّ بستند در ميان دو كوه و هر گاه نياز به آب پيدا ميكردند به اندازه نيازشان دريچه سد را باز ميكردند و زراعات و باغهايشان را آب ميدادند