بيان بهتر است و امّا قول خدا ( ربنا باعد بين اسفارنا ) سيبويه گفته كه فاعل و فعل بيك معنى ميآيد مثل قول ايشان ضاعف و ضعف و قارب و قرب و تمام دو لفظ به معناى طلب و دعاء است .
ابن جنّى گويد : ( بين ) منصوب بنصب مفعول به يعنى بعد و باعد مسافة اسفارنا ، دور شد و بعيد گرديد مسافت سفرهاى ما ، و نصب ( بين ) بنا بر ظرف بودن نيست دلالت مىكند تو را قرائت كسى كه ( بين اسفارنا ) خوانده چنانچه مىگويى ( بعد مدى اسفارنا ) پس رفع آن دليل اسم بودن ( بين ) است و بنا بر اين قول شاعر
كانّ رماحهم اشطان بئر * بعيد بين جاليها جرور
مثل آنكه نيزههاى ايشان از بلندى ريسمان چاهيست كه دور است ميان ديوارهاى آن چاه عميق يعنى دور است درازى يا مسافت ديوارهاى آن ، شاهد در كلمه بين است كه اسم است .
شرح لغات :
العرم : سدهايى كه آب در آن جمع و از جريان محبوس مىشود مفردش عرمه از عرامة الماء گرفته شده و آن رفتن آنست به تمام رفتن ، اعشى گويد :
ففى ذاك للمؤسى اسوه * و مآرب ففى عليه العرم
پس در اين براى عبرت گيرنده تأسى و عبرتست كه مآرب ( نام شهريست در يمن ) را سيل آمد و آن را ويران نمود .
رخام بنته له حمير * اذا جاء ما و هم لم يرم
سدّى كه حمير آن را از سنگ براى او بنا كرده بود وقتى سيل آنها آمد از جايش حركت نكرد و آنجا را ويران نمود .