و گفتهاند عرم اسم بيابانى بود كه سيلها از دشتهاى زياد در آن جمع ميشد ، و بعضى گفتهاند ، عرم در اينجا اسم موش صحرائيست كه سوراخ كرد سدّ عرم و باغى كه آن را خلد ميگفتند .
و بعضى گفتهاند : عرم باران شديد و تند است .
اعراب :
آيه اسم ( كان ) است ، جنتان مرفوع است بنا بر اينكه بدل از آيه است و ممكن است كه خبر براى مبتداء محذوف باشد مثل اينكه گفته شد آيه چيست پس گفت آيه جنتان است ، و عن يمين و شمال صفت براى جنتان است و بنا بر اين وقف مىشود ، بر قول خدا آيه و شروع مىشود بقول خداى سبحان -
جَنَّتانِ
كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ
يعنى گفته مىشود ( كلوا من رزق ربكم منها ) بخوريد از روزى پروردگارتان از آن دو باغ ، پس حذف شده عائد از صفت بموصوف چنانچه حذف شده از قول ، بلدة طيّبة تقديرش ، هذه بلدة طيّبة و اللَّه ربّ غفور اين شهر پاكيزه و خدا پروردگار آمرزنده است .
تفسير :
سپس خبر داد خداى سبحان از قصه سبأ به چيزى كه دلالت كند بر حسن عاقبت سپاسگزارى و بدى عاقبت كفران كننده و فرمود :
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ
هر آينه البتّه بود براى سبأ و او پدر عرب تمام يمن بود و البتّه قبيلهاى هم موسوم به سبأ مىباشد و در حديث از فروة بن مسيك روايت شده كه گفت من پرسيدم از رسول خدا ( ص ) از سبأ كه آيا او مردى و يا زنى بوده ، پس فرمود او مردى از عرب بود كه براى او ده فرزند بوجود آمد شش تن از آنها راستگرا شدند و چهار تن از آنها چپگرا گشتند امّا آنها